یه شب پر از بازی با بابایی
سلام گل همیشه بهارم ![]()
عزیزکم دیشب مشغول دیدن سریال بودیم......![]()
شما هم همش شلوغ میکردی بابایی هم لطف کرد و به خاطر اینکه من بتونم به سریال مورد علاقم برسم تورو برد توی اتاقت و با هم کلی بازی کردید .......
بعد یه ساعت که رفتم دیدم وااااااای پدر و دختر چ کردن ......
همه اسباب بازی ها رو ریختن و تا تونستن اتاقو به هم ریختن و برای خودشون کلی کیف کردن .......
چ عکسای قشنگی هم بابایی از شما حین بازی گرفته بود..... ![]()

پاتو بلند کن نفسم چشمامو فرش پات کنم


الهی به قربون گیتار زدنت مادر


انقدر بازی کردی لپات گل انداخته قربونت برم (البته+ آفتاب سوختگی)

حالا کمربند ها رو ببندیم و آماده دوچرخه سواری

موهای کوتاه شدت توی این عکسا مشخصه گلم
دوست دارم فرشته کوچولوی مامان

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یه شب پر از بازی با بابایی
